ترندز تک

گنج‌ یابی ویرانگرتر از حمله مغول

گنج‌ یابی ویرانگرتر از حمله مغول
بازدید 4
0

تاریخ ایران پر از فراز و نشیب‌های پرماجراست؛ از هجوم بیگانگان گرفته تا رخدادهای درونی که بنیان‌های فرهنگ و تمدن ما را به چالش کشیده‌اند. در این میان، مقایسه‌ای میان دو آسیب بزرگ ـ یکی تاریخی و بیرونی همچون هجوم مغول، و دیگری معاصر و درونی همچون گنج‌ یابی و حفاری غیرمجاز ـ می‌تواند ابعادی تازه از خطرات پنهان برای میراث فرهنگی ایران را آشکار کند.

مجله اینترنتی باستان شناس :هجوم مغول در قرن هفتم هجری یکی از ویرانگرترین حملات به ایران بود. شهرهایی همچون نیشابور، مرو، ری و بسیاری دیگر با خاک یکسان شدند. کتابخانه‌ها سوختند، هزاران نسخه خطی بی‌بدیل نابود شد و جان میلیون‌ها انسان گرفته شد. آنچه مغولان کردند، زخم عمیقی بود که تا قرن‌ها بر پیکر ایران باقی ماند. با این حال، بسیاری از آثار معماری، هنری و علمی ایران که در دل خاک مدفون بودند یا در مناطق دورافتاده قرار داشتند، توانستند از این هجوم جان سالم به در برند و بعدها دوباره زمینه‌ساز شکوفایی تمدنی شوند.

آنچه در این مقاله می خوانید

  • گنج‌یابان؛ هجوم پنهان و تدریجی درونی
  • مقایسه ویرانگری مغولان و گنج‌یابان
  • خطرات اجتماعی و فرهنگی گنج‌یابی
  • فقر یا طمع؟ بازخوانی یک توجیه غلط
  • مقایسه نهایی: چه کسی ویرانگرتر است؟
  • نتیجه‌گیری

گنج‌یابان؛ هجوم پنهان و تدریجی درونی

در مقابل، گنج‌یابی پدیده‌ای است که نه در گذشته‌های دور، بلکه در روزگار ما همچون زخمی چرکین، میراث تاریخی ایران را می‌بلعد. گنج‌یابان با استفاده از ابزارهای فلزیاب، تونل‌زنی‌های غیرعلمی و حفاری‌های مخرب، نه‌تنها اشیای تاریخی را از بستر باستان‌شناختی جدا می‌کنند، بلکه لایه‌های اطلاعاتی تمدن را برای همیشه نابود می‌سازند. آنچه از یک محوطه باستانی ارزشمند باقی می‌ماند، تنها خاکی بر هم خورده و ساختاری ویران است که دیگر هیچ باستان‌شناسی قادر به بازخوانی روایت تاریخی آن نخواهد بود.

مقایسه ویرانگری مغولان و گنج‌یابان

  • مغولان با تمام خشونت، دشمنی بیرونی بودند که ویرانی‌شان آشکار و مستقیم بود.
  • گنج‌یابان اما در لباس هموطن، با سودای زر، به صورت پنهان و خزنده میراث را می‌بلعند.
  • تخریب مغولان مقطعی و محدود به دوره‌ای خاص بود، اما گنج‌یابی هر روز و هر شب در گوشه و کنار ایران ادامه دارد.
  • مغولان انسان و شهر را نابود کردند، ولی گنج‌یابان هویت تاریخی را هدف قرار داده‌اند؛ هویتی که ستون فرهنگ و جامعه امروز ماست.

خطرات اجتماعی و فرهنگی گنج‌یابی

  1. نابودی حافظه تاریخی: هر ظرف شکسته و هر سنگ‌قبر جابه‌جا شده، حلقه‌ای از زنجیره تاریخ را از بین می برد.
  2. رشد بازار سیاه و قاچاق: آثار به تاریک‌ترین مسیرها فروخته می‌شوند، بدون آنکه حتی ثبت شوند.
  3. ترویج خرافه و سودای ثروت یک‌شبه: گنج‌یابی اغلب با باورهای غیرعلمی و خرافات همراه است که سلامت روانی و اجتماعی را تهدید می‌کند.
  4. تضعیف هویت ملی: جامعه‌ای که ریشه‌های تاریخی‌اش تخریب شود، در برابر هجمه‌های فرهنگی و سیاسی آینده بی‌دفاع می‌ماند.

فقر یا طمع؟ بازخوانی یک توجیه غلط

یکی از توجیهاتی که برخی افراد برای گنج‌یابی و حفاری‌های غیرمجاز مطرح می‌کنند، فقر، بیکاری و شرایط دشوار اقتصادی است. این نگاه می‌کوشد تا غارت میراث فرهنگی را نوعی تلاش برای بقا جلوه دهد. اما بررسی‌های میدانی و مطالعات جامعه‌شناسی در ایران و دیگر کشورهای دارای میراث غنی نشان می‌دهد که این ادعا پایه علمی و آماری ندارد.

مطالب پیشنهادی

برخلاف تصور عمومی، بخش بزرگی از گنج‌یابان از قشرهای پر درآمد و ثروتمند جامعه هستند. آنان نه برای نان شب، بلکه از سر طمع، جاه‌طلبی و سودجویی به دنبال غارت و تخریب آثار باستانی به طمع یافتن گنج می‌روند. ابزارهای پیشرفته، دستگاه‌های فلزیاب چندصد میلیونی و شبکه‌های سازمان‌یافته‌ی خرید و فروش اشیای تاریخی، نشان می‌دهد که این فعالیت‌ها بیش از آنکه ناشی از نیاز اقتصادی باشند، حاصل فساد مالی و عطش ثروت‌جویی بی‌پایان است.

بنابراین، شرایط بد اقتصادی هرگز نمی‌تواند به‌عنوان توجیه اخلاقی یا اجتماعی برای نابودی آثار تاریخی مطرح شود. همان‌طور که دزدی از میراث ملی حتی در سخت‌ترین شرایط قحطی هم پذیرفتنی نیست، حفاری غیرمجاز نیز هیچ‌گاه مشروعیت پیدا نخواهد کرد. میراث فرهنگی سرمایه مشترک همه ایرانیان است و قربانی کردن آن به بهانه‌ی مشکلات اقتصادی، چیزی جز پنهان کردن ماهیت واقعی سوداگران و غارتگران نیست.

مقایسه نهایی: چه کسی ویرانگرتر است؟

اگر مغولان را «ویرانگر ناگهانی» بدانیم، گنج‌یابان «ویرانگر تدریجی»‌اند. مغولان شهرها را سوزاندند، اما نتوانستند تاریخ مدفون در خاک را به‌طور کامل نابود کنند. در حالی‌که گنج‌یابان با کندن همان خاک، تاریخ را نابود می کنند. شاید در نگاه اول، کشتار مغولان سهمگین‌تر جلوه کند، اما از منظر تداوم و اثرگذاری بر آینده، گنج‌یابی خطری عمیق‌تر و جبران‌ناپذیرتر برای میراث فرهنگی ایران است.

نتیجه‌گیری

ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به حفاظت از میراث تاریخی خود نیاز دارد. همان‌طور که هجوم مغول در تاریخ ثبت شد، هجوم پنهان گنج‌یابان نیز روزی به عنوان لکه ننگی در تاریخ معاصر ما ثبت خواهد شد. اگر جلوی این جریان گرفته نشود، نسل‌های آینده نه‌تنها تاریخ مکتوب که حتی نشانه‌های عینی از گذشته را هم نخواهند یافت. مبارزه با گنج‌یابی تنها وظیفه‌ی دولت یا باستان‌شناسان نیست؛ بلکه رسالتی ملی است که همه‌ی ما در قبال تاریخ و هویت خویش بر دوش داریم.

میراث تاریخی ایران تنها سنگ و خشت و ظرف‌های کهن نیست؛ آیینه‌ای است که هویت، ریشه‌ها و آینده‌ی ما را بازتاب می‌دهد. غارت و نابودی این آثار، یعنی بریدن رشته‌ی پیوند نسل امروز با نیاکان و محروم کردن فرزندان فردا از دانستن حقیقت گذشته.

بیاییم به جای سودای گنج‌های خیالی، گنج واقعی را در شناخت، پاسداری و آموزش تاریخ کشورمان بجوییم. هر ایرانی می‌تواند پاسدار میراث فرهنگی باشد؛ از آموزگاری که به دانش‌آموزانش ارزش آثار تاریخی را می‌آموزد، تا خانواده‌ای که در سفرهای خود به کودکان احترام به بناهای تاریخی را یاد می‌دهد.

از سراسر وب

فرهنگ‌سازی از همین امروز و از درون خانه‌ها آغاز می‌شود. اگر هر کدام از ما در برابر کوچک‌ترین تخریب و بی‌احترامی به میراث فرهنگی واکنش نشان دهیم، هیچ گنج‌یابی با هر عنوان و مقامی و در هر پوششی نخواهد توانست تاریخ ایران را غارت کند.



اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =