به گزارش خبرنگار مهر، امروز نهم شهریور ماه سالروز درگذشت هنرمند فقید فرهاد مهراد است. فرهاد مهراد، نامی که در تار و پود حافظه جمعی هنر ایران حک شده است، نه تنها یک خواننده، بلکه او تجسمی از شور، اندیشه و عمیقترین زوایای روح انسانی بود. هنوز صدای او هنگامی که از «مرد تنها» میخواند و یا از «تنگ پر تبرک آن نازنین عبا» ی پیامبر رحمت در خاطره ایرانیان مانده است. موسیقی روح بخشی که در ساعات اولیه پس از پیروزی انقلاب در رادیو ایران طنین انداز شد.
او که نهمین و آخرین فرزند رضا مهراد، کاردار وزارت امور خارجه ایران در کشورهای عربی بود، در بیست و نهم دی ماه ۱۳۲۲ شمسی در پایتخت، تهران، قدم به جهان نهاد. از همان اوان کودکی، جوهرهای یگانه در وجودش نمایان بود؛ روحی کنجکاو و شخصیتی متمایز که از هنجارهای مرسوم فراتر میرفت، تا بدانجا که اطرافیانش از او به مقلد بزرگترها تعبیر میکردند، تعبیری که شاید حکایت از بلوغ زودرس فکری و نبوغ فطری او داشت.
فرهاد در این باره میگوید: «هیچ تعلیمی ندیدم اصلاً. همون طور که گفتم، از بچگی این هم کم و بیش به شکلی تصادفی بود. من برادر بزرگی دارم که ویولن کلاسیک میزد. به همین دلیل تعداد زیادی صفحه داشت، از اون صفحات ۷۸ دور و اینها گوش من از بچگی با این موسیقی آشنا شد و بهش علاقه مند شدم، بدون اینکه بدونم اصلاً اینها چی هستند. این علاقه بود و البته میخواستم یک سازی رو ساز زهی…. و به طور کلی به سازهای زهی خیلی علاقه مندم و اون وقت به ویولنسل خیلی علاقه مند بودم و من به طور خیلی غیر معمول، با وجود اینکه در یک خانوادهی ایرانی بزرگ شده بودم، گوشم از بچگی با موسیقی کلاسیک آشنا شد، بدون اینکه اسمش را بدانم و البته علاقه مند هم بودم.»
سالهای مأموریت پدر فرهاد در کشورهای عربی موجب شده بود که او علاوه بر فارسی، ارمنی و انگلیسی، با زبان عربی نیز آشنا شود. این آشنایی همراه با روحیه کنجکاو و حقیقتجوی فرهاد، او را به مطالعه متون دینی و مذهبی، به ویژه قرآن کریم، سوق داد.
او قرآنی را با ترجمه بهاالدین خرمشاهی را برای قرائت انتخاب کرده بود. هرچند که روانبودن ترجمه، استفاده از واژههای فارسی کهن در معادلیابیها و استواری و پختگی نثر خرمشاهی، توانسته بود فرهاد را جذب خود کند، اما او در خلال قرائت قرآن و ترجمه آیات، موشکافانه جملات خرمشاهی را بررسی میکرد و نقدهایش را بر ترجمه او در حاشیه قرآنش مینوشت.

فرهاد بر ترجمه آیه ۸۴ و ۸۵ سوره کهف که میفرماید: إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا فَأَتْبَعَ سَبَبًا که خرمشاهی اینگونه ترجمه کرده بود: «ما به او در روی زمین تمکن داده بودیم و سررشته هر کاری را به او بخشیده بودیم و او سررشته [کار خود] را دنبال گرفت» نوشت: «آیا، روی براه نهاد یا راه خود را ادامه داد از سررشته …بهتر نیست؟
با اوجگیری تنشهای سیاسی در ایران در دهه پنجاه، فرهاد به نمادی از صدای اعتراض و امید تبدیل شد. او ترانههایی را با اشعار ماندگاری از شهیار قنبری، سیاوش کسرایی و… آهنگسازی اسفندیار منفردزاده اجرا کرد که این آثار، نه تنها قطعات موسیقایی، بلکه سرودههایی بودند که دردهای جامعه را فریاد میزدند.
فرهاد مهراد، پس از دو سال معالجه در ایران و فرانسه، در سن ۵۹ سالگی، در روز نهم شهریور ۱۳۸۱ شمسی در شهر پاریس، چشم از جهان فروبست. او، بیش از یک خواننده بود؛ او نمادی از عمق و اصالت در هنر و صدای او، نه تنها حنجرهای خوشنوا، بلکه آینهای از روح زمانه و ندائی از قلب جامعه بود.
با صدای بی صدا
مثل یک کوه بلند
مثل یک خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد
با دستهای فقیر
با چشمهای محروم
با پاهای خسته
یه مرد بود یه مرد…
نظرات کاربران