ترندز تک

اقتصاد جدید هوش مصنوعی| راز موفقیت اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی فاش شد

اقتصاد جدید هوش مصنوعی| راز موفقیت اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی فاش شد
بازدید 4
0

بازار، گروه اقتصاد دیجیتال: رقابت در صنعت هوش مصنوعی از ساخت مدل‌های قدرتمندتر عبور کرده و اکنون بر تجربه کاربر متمرکز شده است؛ جایی که پلتفرم‌هایی که کاربران را درون خود نگه می‌دارند مزیت بزرگی دارند و لذا مهم‌ترین پرسش در دنیای هوش مصنوعی دیگر این نیست که کدام مدل هوشمندتر است. سؤال تازه این است: کدام محصول می‌تواند کاربر را بدون خروج از محیط خود، سریع‌تر به نتیجه برساند؟

در سال‌های اولیه انقلاب هوش مصنوعی، رقابت میان شرکت‌ها بیشتر حول قدرت پردازش، تعداد پارامترها و توانایی‌های فنی مدل‌ها شکل گرفته بود؛ از استدلال و تحلیل گرفته تا تولید متن و کدنویسی. اما با بلوغ فناوری و در دسترس قرار گرفتن مدل‌های قدرتمند در ده‌ها پلتفرم مختلف، تصویر رقابت به‌تدریج تغییر کرد.
تحلیلگران نشریه کارآفرین (Entrepreneur) در بررسی روند بازار هوش مصنوعی تأکید می‌کنند که در مرحله کنونی، «هوشمندتر بودن» به‌تنهایی برای پیروزی در بازار کافی نیست.

کاربر عادی نه گزارش‌های فنی مدل‌ها را می‌خواند و نه بنچمارک‌های پیچیده را مقایسه می‌کند. آنچه برای او اهمیت دارد بسیار ساده‌تر است: باز کردن یک برنامه، انجام سریع کار موردنظر و ادامه دادن فعالیت روزانه. به همین دلیل، میدان رقابت از آزمایشگاه‌های تحقیقاتی به تجربه کاربری روزمره منتقل شده است.

با بلوغ فناوری هوش مصنوعی، رقابت از قدرت مدل‌ها به تجربه کاربری منتقل شده و شرکت‌هایی موفق‌ترند که کاربران را بدون خروج از برنامه به نتیجه برسانند

از مسابقه مدل‌ها تا مسابقه تجربه کاربر

سال‌ها شرکت‌های فناوری بر یک فرض ساده تکیه داشتند: هرکس مدل هوشمندتری بسازد، سهم بازار بیشتری خواهد گرفت. این منطق زمانی معتبر بود که توانایی‌های هوش مصنوعی محدود و فاصله میان مدل‌ها چشمگیر بود.

اما امروز مدل‌های مدرن تقریباً در بسیاری از وظایف رایج – از نوشتن و برنامه‌نویسی تا تحلیل اطلاعات – به سطحی رسیده‌اند که برای کاربردهای روزمره کافی است. در نتیجه، تفاوت واقعی میان محصولات دیگر صرفاً در قدرت مدل خلاصه نمی‌شود.

در این شرایط، عامل تعیین‌کننده تجربه کلی کاربر در داخل محصول است. سؤال کلیدی این است: آیا کاربر می‌تواند از «ایده» مستقیماً به «اجرا» برسد یا برای تکمیل کار باید میان چندین برنامه جابه‌جا شود؟

هر بار که کاربر مجبور شود از برنامه خارج شود، احتمال از دست رفتن او افزایش می‌یابد.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد ادغام هوش مصنوعی در پلتفرم‌های روزمره مانند پیام‌رسان‌ها، خدمات حمل‌ونقل و پرداخت می‌تواند مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند

هر خروج از برنامه، یک باخت است

حتی قدرتمندترین ابزارهای هوش مصنوعی نیز اگر برای تکمیل کار نیاز داشته باشند کاربر را به محیطی دیگر بفرستند، ممکن است کاربران خود را از دست بدهند.

سناریوهای ساده اما رایج این موضوع را نشان می‌دهد:
کپی کردن متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی در برنامه‌ای دیگر، وارد کردن دوباره اطلاعات در یک پلتفرم متفاوت یا باز کردن تب جدید برای انجام پرداخت یا رزرو.

هر مرحله اضافی بخشی از توجه کاربر را از بین می‌برد. در چنین شرایطی، کاری که قرار بود هوش مصنوعی ساده کند، فقط به مرحله‌ای دیگر از تجربه کاربری منتقل می‌شود.

در همین نقطه است که تفاوت میان دو نوع محصول آشکار می‌شود:
محصولی که فقط خروجی هوشمند تولید می‌کند و محصولی که کاربر را مستقیماً به مرحله بعدی فرآیند هدایت می‌کند.

وقتی هوش مصنوعی عمیقاً در یک محصول ادغام می‌شود، سیستم به‌تدریج داده‌هایی درباره رفتار کاربر جمع‌آوری می‌کند؛ از تاریخچه استفاده گرفته تا ترجیحات شخصی. با گذشت زمان، این داده‌ها تجربه‌ای شخصی‌سازی‌شده می‌سازند که ترک آن برای کاربر پرهزینه می‌شود.

پیش‌بینی‌ها از رشد سریع بازار کاربردهای هوش مصنوعی حکایت دارد؛ بازاری که احتمالاً بیشترین سود آن نصیب اپراتورهای پلتفرم خواهد شد

اقتصاد جدید هوش مصنوعی| راز موفقیت اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی فاش شد

وقتی پلتفرم از مدل مهم‌تر می‌شود

شرکت‌هایی که امروز در رقابت هوش مصنوعی پیشتاز هستند، لزوماً آن‌هایی نیستند که پیچیده‌ترین مدل‌ها را توسعه می‌دهند. اغلب برندگان کسانی هستند که هوش مصنوعی را در محصولاتی ادغام کرده‌اند که مردم هر روز از آن‌ها استفاده می‌کنند.

در گزارش‌های صنعت فناوری آمده است که شرکت‌های بزرگ تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی هزینه کرده‌اند. اما در کنار این سرمایه‌گذاری عظیم، روند دیگری نیز در بازار شکل گرفته است: نوآوری‌هایی که خارج از ایالات متحده و در پلتفرم‌های بومی شکل می‌گیرند.

نمونه شاخص این مدل، اپلیکیشن وی‌چت است. این پلتفرم که روزانه بیش از ۱.۲ میلیارد کاربر دارد، دیگر صرفاً یک پیام‌رسان نیست. وی‌چت به اکوسیستمی تبدیل شده که پرداخت، خدمات، خرید و ده‌ها سرویس دیگر را در یک محیط واحد ترکیب می‌کند.

در چنین ساختاری، هوش مصنوعی به‌صورت یک لایه نامرئی عمل می‌کند؛ لایه‌ای که به کاربران اجازه می‌دهد اطلاعات را جست‌وجو کنند، خدمات بگیرند، تراکنش انجام دهند و حتی برخی کارهای روزمره را بدون خروج از برنامه انجام دهند.

نمونه دیگر، پلتفرم Grab در جنوب شرق آسیاست. گزارش‌های صنعت فناوری نشان می‌دهد این اپلیکیشن ماهانه به حدود ۴۷ میلیون کاربر فعال خدمات می‌دهد. در پشت صحنه، الگوریتم‌های هوش مصنوعی تقاضای سفر را پیش‌بینی می‌کنند، مسیرهای حمل‌ونقل را بهینه می‌سازند و عملیات تحویل غذا و بسته را مدیریت می‌کنند.

آینده رقابت؛ اتصال به زندگی واقعی

مرحله بعدی این روند، ظهور سیستم‌هایی است که از ابتدا حول محور هوش مصنوعی طراحی شده‌اند. به‌عنوان نمونه، پلتفرم‌های جدیدی مانند سیستم‌های جست‌وجوی مکالمه‌ای یا رابط‌های هوشمند چندمنظوره تلاش می‌کنند جست‌وجو، مرور اینترنت و تعامل با سرویس‌ها را در یک محیط واحد ترکیب کنند.

هدف مشترک تمام این مدل‌ها یک چیز است: نگه داشتن کاربر درون محصول، از لحظه شکل‌گیری قصد تا انجام کامل عمل.

تحلیلگران بازار فناوری می‌گویند هرچه یک محصول بیشتر در زندگی روزمره کاربر ادغام شود، داده‌های واقعی بیشتری از رفتار کاربران جمع‌آوری می‌کند و همین داده‌ها به مرور به مزیت رقابتی آن تبدیل می‌شوند.

نشریه بیزینس اینسایدر در تحلیلی درباره اقتصاد هوش مصنوعی پیش‌بینی کرده که بازار جهانی کاربردهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند از حدود ۱۵۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۸۳۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۳ برسد.

اگر این پیش‌بینی‌ها تحقق یابد، احتمالاً بیشترین سهم این بازار به شرکت‌هایی می‌رسد که تجربه روزمره کاربران را مدیریت می‌کنند؛ نه صرفاً به شرکت‌هایی که مدل‌های اولیه هوش مصنوعی را ساخته‌اند.

در چنین فضایی، آینده رقابت در هوش مصنوعی شاید نه با «هوشمندترین مدل»، بلکه با «کم‌اصطکاک‌ترین تجربه کاربر» تعیین شود. محصولی که کاربر ده‌ها بار در روز به آن مراجعه می‌کند، مزیتی ایجاد می‌کند که تقلید از آن بسیار دشوار خواهد بود.

اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 5 =