ترندز تک

تشکر ویژه از فیلترینگ؛ اسپانسر طلایی بازار سیاه فیلترشکن

تشکر ویژه از فیلترینگ؛ اسپانسر طلایی بازار سیاه فیلترشکن
بازدید 3
0

اما نتیجه‌ این همه هشدار چه بوده؟ تقریباً هیچ. سیاست همان مسیر همیشگی را رفته و گویی هیچ گوشی برای شنیدن این حجم از داد و هشدار باز نبوده است.

هزینه‌ این سیاست را اما کسی نمی‌پردازد جز همان مردمی که قرار بود از آن‌ها محافظت شود. وقتی وزیر ارتباطات خودش از نرخ نفوذ هشتاد و سه درصدی فیلترشکن در میان کاربران اینترنت خبر می‌دهد، یعنی رسماً پذیرفته شده که سیاست فیلترینگ، عملاً اجرا نمی‌شود؛ فقط هزینه‌اش روی دوش حدود شصت میلیون ایرانی افتاده که هر روز برای کارهای عادی‌شان باید از یک ابزار نامطمئن عبور کنند. بخشی از همین هزینه، حتی در صورت‌حساب اینترنت هم خودش را نشان می‌دهد: بخش قابل‌توجهی از ترافیکی که کاربران ایرانی هر ماه می‌خرند، اصلاً مصرف واقعی نیست، بلکه سربار فنی همان تونل‌های رمزگذاری‌شده‌ای است که فیلترشکن‌ها برای دور زدن محدودیت باز می‌کنند؛ یعنی مردم برای همان مسیر اضافه‌ای که سیاست فیلترینگ به اینترنتشان تحمیل کرده، هم پول داده‌اند، هم وقت.

و دقیقاً همین‌جاست که باید از بازار فیلترشکن هم پرسید. این روزها فروش فیلترشکن دیگر کار یک نفر با یک سرور اجاره‌ای در گوشه‌ دنیا نیست؛ گردش مالی روزانه‌ این بازار به نزدیک ۱۲۶ میلیارد تومان رسیده و رقم ماهانه‌اش از مرز ۳.۷۷۰ میلیارد تومان عبور کرده است؛ پولی که نه به خزانه‌ دولت می‌رود، نه زیر نظارت رسمی کسی است، بلکه مستقیم از سبد هزینه‌ خانوارها به جیب یک بازار ناشناس و زیرزمینی سرازیر می‌شود. وقتی گردش مالی به این اندازه بزرگ و پایدار باشد -حتی در دوره‌هایی که فشار فیلترینگ کمی فروکش می‌کند، طبیعی است که بپرسیم آیا این بازار فقط محصول جانبی فیلترینگ است، یا شاید بخشی از انگیزه برای تداوم همین وضعیت ناکارآمد هم از همین چرخه‌ پرسود تأمین می‌شود؟ پرسشی که شاید جواب قطعی نداشته باشد، اما با این ارقام، پرسیدنش از هر زمان دیگری لازم‌تر است.

نتیجه‌ این چرخه، بازاری زیرزمینی است که هیچ نظارتی روی کیفیتش وجود ندارد. کاربری که مجبور به استفاده از فیلترشکن است، اغلب راهی جز دانلود از یک کانال تلگرامی یا یک وب‌سایت ناشناس ندارد؛ بدون اینکه بداند پشت آن برنامه چه کسی نشسته و چه داده‌ای از او جمع می‌شود. این یعنی همان ریسکی که قرار بود فیلترینگ کم کند.

شاید سؤال اصلی این نیست که آیا تنظیم‌گری در فضای مجازی لازم است یا نه؛ هیچ کارشناسی منکر ضرورت آن نمی‌شود. سؤال این است که چرا با وجود این همه هشدار فنی، اقتصادی و امنیتی و حالا حتی آمار رسمی از یک بازار میلیاردی که هر ماه از جیب مردم تغذیه می‌شود، مسیر فعلی همچنان ادامه دارد؛ مسیری که هر بار یک حادثه‌ تازه، از کندی اینترنت تا یک حمله‌ سایبری به بانک‌ها، نشان می‌دهد همان چیزی که باید محافظت کند، تبدیل به بخشی از مشکل شده است.

*روزنامه‌نگار

۲۲۷۲۲۷

اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 4 =