بازیهای موبایلی کمتر با تجربههای عمیق و داستانمحور شناخته میشوند. در حقیقت روی گوشیهای همراه، داستان بازیها اغلب عنصری حاشیهای است. پس انتخابها برای بازیهای داستانی محدود میشوند. باید به این نکته نیز توجه داشت که همه گوشیها مناسب اجرای بازیهای سنگین نیستند. وقتی به قیمتهای بازار هم نگاه میکنیم میبینیم که خرید یک گوشی قدرتمند کار سادهای نیست.
از قدیم گفتهاند یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت. پس ما در این مقاله کوشیدهایم همه محدودیتها را در نظر بگیریم و بازیهایی را به شما نشان دهیم که با حداقل نیاز سختافزاری، تجربههای داستانی عمیق و درگیرکنندهای را ارائه میدهند؛ درست مانند زمانی که با کنسولهای دستی PSP یا Nintendo DS بازی میکردیم و فارغ از گرافیک دستگاههای خانگی، از آنان لذت میبردیم.8. Limbo
نام این بازی به معنای برزخ است. ابتدا تصور میشود شخصیت اصلی که پسربچهای نگونبخت است، در برزخ به دنبال خواهرش میگردد. اما در حقیقت اصلا از داستانسرایی واضح و سرراست خبری نیست. اینجا قصه بهصورت غیرمستقیم و به کمک عناصر محیطی و گرافیکی به مخاطب انتقال مییابد. در واقع، Limbo یک اثر مینیمالیستی است که روایتی سورئال دارد.این بازی هم عرضه موفقیتآمیزی داشت و هم موجی از عناوین مستقل مشابه با تصاویر سیاهوسفید و ضدنور مسیر آن را دنبال کردند. Limbo را در این مطلب آوردیم، زیرا میتواند با حداقل امکانات، مخاطب را از منظر احساسی درگیر کند. این اثر قادر است ذهن آدمی را تا مدتها مشغول خود سازد، اما کماکان از روده درازیهای مرسوم در برخی بازیها دور بماند.7. Deus Ex Go
بازیهای موبایلی عمدا طوری طراحی میشوند که بتوان آنها را در نوبتهای کوتاه بازی کرد و درعینحال در آنها پیشرفتی هم داشت. Deus Ex Go چنین قابلیتی دارد و نیازی نیست هر بار چند ساعت آن را بازی کنید. همچنین این عنوان قصهای از دنیای Deus Ex تعریف میکند و آن را بسط میدهد. بازی از منظر زمانی بین دو نسخه Human Revolution و Mankind Divided قرار میگیرد و قهرمان داستان را وارد ماموریتی جدید میکند. اگر دلتان میخواهد بخشی دیگر از ماجراهایی دسیسهآمیز Deus Ex را در صفحه کوچک گوشی خود ببینید، این اثر مناسب شما است. پازلهای بازی نیز جالب هستند؛ اینجا از قابلیتهای رخنهکردن کردن به رایانهها، مخفیکاری و قدرتهای ویژه آدام جنسن برای حل پازلهایی شطرنجمانند استفاده شده است.6. Final Fantasy VI
شرکت Square Enix طی سالهای اخیر بازیهای دوبُعدی فاینال فانتزی را با عنوان Pixel Remaster دوباره برای پلتفرمهای مختلف از جمله موبایل منتشر کرد. این نسخهها گرافیکهای پیکسلی را بهبود بخشیده، کنترلها را بهینه کرده، قابلیت تنظیم نبردهای تصادفی و میزان کسب تجربه را به آنها افزوده، صداگذاری و موسیقی را بهتر کرده و بهطورکلی وضعیت بهروزی به این مجموعه بخشیده است. در نتیجه، الآن بهترین زمان برای آن است که بخواهید این مجموعه را از ابتدا تجربه کنید.احتمالا میدانید که هر قسمت اصلی از فاینال فانتزی داستان منحصر به خودش را دارد. پس لازم نیست تمام این عناوین را تجربه کنید. اگر به دنبال جسورانهترین قصه هستید احتمالا قسمت ششم حسابی شما را جذب کند. اینجا داستان گروهی از قهرمانان روایت میشود که هرکدام شخصیتپردازی بسیار قوی دارند. نمیخواهیم قصه را فاش کنیم؛ اما در میانه بازی جهان طوری غافلگیرکننده تغییر میکند که بهخصوص در زمان خودش روی کنسول SNES بیمانند بود.5. Chrono Trigger
این بازی در نگاه اول شبیه فاینال فانتزیهای کلاسیک است؛ یک نقشآفرینی ژاپنی نوبتی با شخصیتهای کوچک و جهانی دوبعدی. اما عامل منحصربهفرد بودن این اثر، داستان بسیار غنی و ساختارشکن آن است. بازی ظاهری قدیمی دارد اما هنوز میتوان با داستان آن ارتباط برقرار کرد و متوجه نبوغ آن شد. درست وقتی آدم فکر میکند سناریو طبق کلیشهها در مورد مبارزانی در عصری فانتزی/تاریخی است، با پدیده سفر در زمان طرف میشویم.در Chrono Trigger شما به دورانهای مختلف سفر میکنید. داستان بازهای زمانی از پیش از تاریخ تا دوره مدرن را شامل میشود و شما را با عواقب تصمیمات شخصیتها روبهرو میکند. همچنین شخصیتهای مهم بسیار قوی کار شدهاند و انگیزهها، بیمها و امیدهای خودشان را دارند. این اثر که بهوسیله چندی از بازیسازان افسانهای شرکت اسکوئر توسعه یافته، چندین پایان مختلف هم دارد و میتواند دهها ساعت سرگرمتان کند.4. To the Moon
این بازی شبیه به آثار نقشآفرینی کلاسیک و با زاویه دید بالا به پایین است؛ اما در عمل، اثری ماجراجویی و داستانمحور محسوب میشود. To the Moon از نمونههای کمنظیر روایت داستان در بازیهای مستقل است و از سال ۲۰۱۱ که منتشر شده تا به امروز از عناوین مثالزدنی ژانر خود باقی مانده است. داستان بازی به دو پزشک میپردازد که میتوانند از طریق خاطرات یک انسان در حال مرگ، به گذشته برگردند. شما قطعات مختلف زندگی فردی را مشاهده میکنید که آرزو داشته به ماه سفر کند. مراحل بهمانند نوعی پازل روایی، قطعات مختلف زندگی را جلویتان قرار میدهند تا بهتدریج به فهم وقایع برسید. بازی میتواند حسابی غمانگیز باشد، بهخصوص که تاکید خاصی هم بر هیجان و مبارزه ندارد. منتها طنز رابطه میان برخی شخصیتها فضا را تلطیف میکند.3. Undertale
اثری مستقل که بهوسیله مرد جوانی به نام Toby Fox و با موتور پایه GameMaker ساخته شده است. بازی با وجود گرافیک بسیار ساده و پیکسلی، یکی از بهترین آثار نقشآفرینی بهحساب میآید، چرا که از منظر گیمپلی ساختارشکن است. در این اثر نقشآفرینی نوبتی، لازم نیست دشمنان را حتما از بین ببرید. شما میتوانید با آنان تعامل کنید تا از نبرد صرفنظر کنند و این خود بر قصه و پایانبندی تاثیر میگذارد.بهصورت کلی، تصمیمات و عملکرد شما ذخیره میشوند و در طول ماجراجوییتان مورد رجوع قرار میگیرند. Undertale قصه عجیبی را تعریف میکند که البته در حدود پنج ساعت تمام میشود. اما سناریوی آن بهقدری متراکم است که میتوانید بهسرعت بازی را دوباره شروع کرده و راهحلهای دیگر و پایانهای گوناگون را بررسی کنید. Toby Fox یک اثر سریالی به نام Deltarune نیز با همین فضا و گیمپلی دارد که هنوز کامل نشده؛ اما آن هم اثر مهمی است.2. Evoland
Evoland داستان دارد، اما بیشتر از اینکه درباره شخصیتهایش باشد، داستان تکامل بازیها و به خصوص ژانرهای ماجرایی و نقشآفرینی ژاپنی را روایت میکند. حتی نام این بازی اشاره به این تکامل دارد. Evoland یک نامه عاشقانه برای ژانرهایی است که سالهاست دوستداران فراوانی دارد، هرچند شاید در ایران چندان مورد استقبال قرار نگرفته باشد. اینجا قهرمان بازی از یک تصویر تخت دوبعدی سیاهوسفید، شبیه تصاویر کنسول همراه Game Boy، سفرش را شروع میکند.با پیشرفت در مراحل، بهتدریج گرافیک و صداگذاری و امکانات بازی بهبود مییابند، به طوری که در انتها بازی یک اثر مدرن و سهبعدی میشود. این بازی با مفاهیم کلیشهای آثار ژاپنی شوخی میکند و طنز دلنشینی دارد. در مجموع، Evoland هم شما را میخنداند و هم سیر تکامل بخش مهمی از صنعت بازی را به مخاطب نمایش میدهد. این اثر یک شماره دوم هم دارد که از همه لحاظ بزرگتر و عمیقتر است.1. برنامههای شبیهساز کنسولها
در انتهای مقاله لازم دیدم به برنامههای شبیهساز کنسولهای قدیمی اشاره کنم. فهرست ما آثار ارزنده اما محدودی را شامل میشود. شما میتوانید عناوین خوب دیگری را هم پیدا کنیم که در قسمت دوم یک مقاله به آنها خواهیم پرداخت. اما اگر بخواهید سراغ اجرای بازیهای کنسولهای قدیمی روی موبایل بروید، دستتان برای یافتن سایر عناوین دوست داشتنی بسیار بازتر خواهد بود. خود من میخواهم نسخه Metal Gear: Ghost Babel را که بیست و شش سال پیش برای Game Boy Color عرضه شده بود، روی گوشی تجربه کنم. این بازی بخشی از خط داستانی رسمی سری متال گیر نیست، اما ماجرای جذاب مخصوص به خودش را دارد.همچنین تابهحال تجدید دیدارهای زیادی با بازیهای میکرو و پلیاستیشن روی تلفن همراهم داشتهام. بازیهای کنسولهای قدیمی بهشدت متنوع و متعدد هستند. شاید وقت آن رسیده سری Pokemon روی Game Boy Advance را امتحان کنید و ببینید چرا مردم از قدیم برای این مجموعه سر و دست میشکنند. اصلا ممکن است روزی مقالهای برای آثار کلاسیک با داستانهای بسیار درگیرکننده آماده کنیم!
نظرات کاربران