ویدیویی قدیمی از گیب نیول بهتازگی در فضای مجازی وایرال شده است؛ در روزگاری که کاربران از افت فزاینده کیفیت خدمات و اخراجهای گسترده در غولهای فناوری به ستوه آمدهاند، صحبتهای رئیس شرکت Valve درباره مزایای حفظ مالکیت خصوصی و اولویت دادن به کارمندان، با استقبال و تأیید بینندگان همراه شده است.
در همین راستا، سودآوری ولو به ازای هر کارمند در سطحی قرار دارد که شرکتهایی نظیر مایکروسافت و متا، یعنی همان مسببان موج اخراجهای سالهای اخیر را شرمنده میکند.این ویدیو در کانال یوتیوب WebKnower منتشر شده است؛ کانالی که تا ماهها رسالت اصلیاش انتشار ویدیوهای کوتاه از لینوس توروالدز، خالق سیستمعامل لینوکس بود، اما ظاهرا تحت تأثیر الگوریتم یوتیوب به سمت محتوای مرتبط با نیول تغییر مسیر داده است. جدیدترین پست این کانال با عنوان «گیب نیول توضیح میدهد که چرا ولو هرگز سهامی عام نشد»، تنها در عرض چهار روز با ثبت ۱.۳ میلیون بازدید، به پربازدیدترین ویدیوی آن تبدیل شد.صحبتهای نیول برشی از سخنرانی ژانویه ۲۰۱۳ او در دانشکده امور عمومی LBJ در دانشگاه تگزاس است. در آن رویداد ۶۲ دقیقهای، همانطور که در توضیحات ویدیو نیز آمده، وی به بحث و تبادل نظر درباره بهرهوری، اقتصاد، نهادهای سیاسی و آینده شرکتها پرداخته بود.همانطور که معمولا درباره این بریدهویدیوهای وایرالشده از نیول صدق میکند، مانند ماجرای معروف اریک ولپاو، نویسنده بازی Portal، که نیول در بحبوحه یک بحران سلامتی به جای پذیرش استعفایش به او گفت برود و خوب شود، داستان کامل و اصلی، فراتر از این بخش کوتاه قرار دارد.هسته اصلی این بحث بر اولویتهای ولو به عنوان یک کمپانی متمرکز است؛ رویکردی که نشان میدهد چرا حفظ مالکیت خصوصی برای آنها گزینهای بسیار منطقیتر از عرضه در بورس و سهامی عام شدن بود. بخش عمدهای از این اظهارات، در تضاد کامل با سیاستهای رایج کاهش هزینه است که امروزه نیز بهویژه در شرکتهای بزرگ فناوری و بازیسازی با جدیت دنبال میشود.به عنوان مثال، نیول در این ویدیو اشاره میکند:چند سال پیش موج بزرگی به راه افتاده بود که همه سعی میکردند تولیدکنندگان محتوای ارزانقیمت در هند و چین استخدام کنند.او در ادامه تأکید میکند که ولو سعی میکرد دقیقا برعکس این کار را انجام دهد.نیول ادامه میدهد:اگر کسی که روی تولید یک فیلم بلند در نیوزیلند کار میکند، سالی ۲۰۰ هزار دلار درآمد دارد، اگر به شرکت ولو بیاید باید ۵۰۰ هزار دلار یا ۵ میلیون دلار درآمد داشته باشد و به همان اندازه نیز ارزش خلق کند.او در نسخه کامل سخنرانی خود توضیح میدهد که این استراتژی، رویکردی بنیادین در ولو محسوب میشد. به گفته او، در همان روزهای نخست تأسیس در سال ۱۹۹۶، پس از گفتگو با مدیران شرکتهای بیمه، خطوط هوایی و استارتاپهای سیلیکون ولی، او و مایک هرینگتون، همبنیانگذار ولو، به این نتیجه رسیدند که همه دارند در مسیر اشتباهی حرکت میکنند.نیول تصریح میکند:نوعی جنبش به سمت برونسپاری وجود دارد و برونسپاری اساسا به این معناست که ببینیم کجا میتوانیم ارزانترین فرد انگلیسیزبان را در جایی از دنیا پیدا کنیم، به او شغلی بدهیم و او نیز همان کار را به همان خوبی اما با پول بسیار کمتری انجام دهد. از نظر ما، این دقیقا برعکس کاری بود که باید انجام میشد. تصمیمی که ما گرفتیم این بود که قصد داریم گرانترین استعدادی را که در دنیا وجود دارد، به خدمت بگیریم. فرصت واقعی این بود که این افراد، همان کسانی بودند که ارزش واقعیشان به درستی ارزیابی و درک نشده بود.وی به عنوان نمونه از یان برنیر، برنامهنویس بازی Half-Life، به عنوان یکی از همین استعدادهای طلایی یاد میکند که در دورانی پیش از ظهور هوش مصنوعی، روزی ۴ هزار خط کد تحویل میداد.این مسئله، نیول را مجددا به بحث چگونگی جذب و حفظ پُربازدهترین افراد جهان سوق میدهد و دقیقا همینجاست که منطق خصوصی ماندن ولو روشن میشود. او درباره این کارمندان ارزشمند میگوید:اگر فرضیه ما درست باشد، اینجا همان نقطهای است که ما بزرگترین ارزش افزوده خود را خلق خواهیم کرد.به عبارتی، سرمایهگذاری روی این افراد باعث رشد آنها و در نتیجه ارتقای سطح شرکتی میشود که در آن مشغول به کارند.وی صراحتا میگوید:ولو یک شرکت سهامی عام نیست. تبدیل شدن به یک شرکت سهامی عام، دردسرهای زیادی به همراه دارد و واقعا هیچ مشکلی را برای ما حل نمیکرد. این کار به این معنا بود که کنترل پیرامون تصمیمگیریها، اکنون پای اشخاص ثالث را نیز به میان میکشد.نیول خاطرنشان میکند که ورود ولو به بورس میتوانست تمامی فرآیندها، از رویکرد استخدام گرفته تا تأییدات داخلی را کُند سازد. در چنین شرایطی، شرکت احتمالا مجبور میشد برای جلب رضایت و برآورده کردن خواستههای مقطعی سرمایهگذاران و هیئتمدیره، از مسیر اصلی خود منحرف شود.او میافزاید:کل هدف از بودن به عنوان یک شرکت خصوصی این است که یک منبع دیگر از نویز در سیگنال ارتباطی بین مصرفکنندگان و تولیدکنندگان یک محصول حذف شود.این تفکر اولویت با مصرفکننده، در یکی دیگر از ویدیوهای زیرخاکی او که اخیرا بازنشر شده نیز مشهود است؛ جایی که نیول پدیده پایرسی (کپیرایت غیرمجاز) را نه یک معضل مالی، بلکه یک ضعف در زمینه ارائه خدمات توصیف میکند.حذف این نویز، زمینهساز شکلگیری یک ساختار سازمانی مسطح و فارغ از عناوین شغلی خشک و دستوپاگیر در ولو شد؛ سیستمی که به کارمندان اجازه میدهد مرتبا مهارتهایشان را در حوزههای مختلف به چالش بکشند. نیول برای روشنتر شدن این موضوع، مجددا به Half-Life استناد میکند:فردی که سیستم انیمیشن اسکلتی را طراحی کرد، دارای مدرک لیسانس هنرهای زیبا بود و همچنین میتوانست در زمینه طراحی محیطی نیز فعالیت کند.نیول استدلال میکند که نسخه اول Half-Life تجلی بارز و ملموس همین سیاستهای کلان تجاری است:مجموعهای از تجربیات وجود دارد که شما در Half-Life 1 به دست میآورید و کاملا نتیجه این است که شخص سازنده آن قادر بوده است بسته به اینکه کدام روش، عملیترین راه برای حل مشکل بوده است، محیط، کد، یا انیمیشنها را تغییر دهد. عناوین شغلی در سازمانها، افراد را از درک درست و محاصره کردن یک مشکل در نقطهای که به آنها اجازه میدهد بالاترین میزان بهرهوری را داشته باشند، باز میدارند.شنیدنِ دیدگاههای امروزی نیول درباره این مواضع بیشک جذاب خواهد بود. در دورانی که تحولات عمده صنعت بازی غالبا توسط شرکتهای سهامی عام هدایت میشوند، پلتفرم استیم و کمپانی ولو موفقتر از همیشه به مسیر خود ادامه میدهند؛ موفقیتی که مخالفت با رویکرد آنها را عملا غیرممکن میسازد.البته ولو نیز از چالشهای روزمره مصون نیست. همانطور که یازان آلدهایت، مهندس این شرکت، هشدار داده است، بحران کمبود حافظه که با رشد سریع هوش مصنوعی تشدید شده، پس از وارد کردن ضربه به روند عرضه کامپیوترهای استیم ماشین، در آینده حتی وخیمتر نیز خواهد شد.در همین راستا، نیول اخیرا درباره تأثیر هوش مصنوعی بر بهرهوری نیز اظهارنظر کرده است. او پیشبینی میکند که این فناوری میتواند به یک وضعیت خندهدار و عجیب منجر شود؛ شرایطی که در آن، برنامهنویسان آشنا با ابزارهای هوش مصنوعی، میتوانند بسیار مؤثرتر از افرادی عمل کنند که صرفا تجربه برنامهنویسی عملی و سنتی بیشتری دارند.
نظرات کاربران