کوروش دوم، که به کوروش بزرگ شهرت دارد، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی بود. یکی از نیرومندترین رقبای او، کرزوس، پادشاه ثروتمند و نامدار لیدی به شمار میرفت.
مجله اینترنتی باستان شناس : کوروش بزرگ (۵۹۰ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) بهعنوان جنگاوری نوآور و پادشاهی دادگر شناخته میشد. او قلمرو دودمان هخامنشی را از سواحل مدیترانه تا دامنههای هیمالیا گسترش داد. کوروش مردمان گوناگون امپراتوری خود را تشویق میکرد که آیینهای دینی خویش را آزادانه بهجا آورند، سنتهای فرهنگیشان را ادامه دهند و در اداره حکومت مشارکت داشته باشند. او حتی نسبت به دشمنان خود نیز احترام نشان میداد. تاریخنگارانی چون هرودوت و گزنفون دستاوردهای او را ثبت کردهاند و نامش در اسطورهها و روایتهای کتاب مقدس نیز گرامی داشته شده است. تلاشهای او برای یکپارچهسازی، قبایل کوچنشین پاسارگاد در سرزمین ایران کنونی را به امپراتوری نیرومند پارس بدل ساخت.
آنچه در این مقاله می خوانید
- آمادگی کوروش برای ایفای نقش پادشاهی جنگجو
- آغاز پادشاهی کوروش در پاسارگاد
- اولین فتوحات کوروش بزرگ: تسلط بر مادها
- کوروش دوم پادشاه ماد را اسیر میکند
- کوروش و کرزوس؛ رویارویی دو فرمانروا
- اوراکل حقیقت را آشکار میکند
- تولد امپراتوری هخامنشی
آمادگی کوروش برای ایفای نقش پادشاهی جنگجو

کوروش بزرگ تبار شگفتانگیزی داشت. مادر او تنها فرزند پادشاه ماد بود (لیون، ص. ۴۸). همچون بسیاری از جوانان پارسی، کوروش از کودکی سوارکاری، تیراندازی با کمان و راستگویی را فرا گرفت. پدرش، کمبوجیه، با شکیبایی این مهارتهای زندگی را به او میآموخت و بدینسان فرزندش را برای پادشاهی جنگاور و کارآمد پرورش میداد. کمبوجیه از پیشرفت کوروش خشنود بود و او را بهسبب تصمیمهای خردمندانه، توان جسمانی و درک ژرفش از مشکلات کشور میستود.
دریغ که پدر کوروش در سال ۵۵۹ پیش از میلاد در میدان نبرد جان باخت. از دست دادن آن آموزگار و پدر فداکار، کوروش را برانگیخت تا به رهبری بدل شود که پدرش در رؤیا برای او ترسیم کرده بود. آیینهای تدفین کمبوجیه با شکوه و آدابی برگزار شد که در شأن پادشاهی ارجمند بود (جونز، ص. ۵۰). کوروش برای بزرگداشت یاد پدر، پنج ماه درنگ کرد و سپس تاج شاهی را بر سر نهاد.
آغاز پادشاهی کوروش در پاسارگاد

کوروش دوم چنان مینمود که از سوی خدایان برکت یافته است. نشانههای فرخندگی، آیین تاجگذاری او را در دشتهای سرسبز جنوبغربی ایران کنونی دربر گرفته بود. تپههای نرم و کمارتفاع با فرشی از شقایقهای سرخ و بنفش شکوفا شده بودند و درختان انار از بار میوه سنگین بودند (جونز، ص. ۵۱). در این آیین باشکوه، درباریان و موبدان با تشریفاتی آکنده از نمادهای اوراسیایی، القاب «شاه» و «خان» را بر کوروش ارزانی داشتند.
کوروش، در حدود سیسالگی، در اوج جوانی و توانایی بود. او خود را ساده و بیپیرایه نشان میداد، بیآنکه هالهای شاهانه پیرامون خویش بسازد. نه جامههایی با حاشیههای ارغوانی و زرین بر تن میکرد و نه تاجی مرصع بر سر مینهاد. با این همه، برای قبایل نیمهکوچنشین پاسارگاد که فرمانرواییشان را بر عهده داشت، نمونه کامل یک جنگاور و مظهر مردانگی به شمار میرفت. او تنها فرمانروایی بود که آنان میخواستند؛ سالارشان، خانشان و پادشاهشان. با گسترش نفوذ کوروش دوم، همین قبایل هسته نخستین امپراتوری هخامنشی را شکل دادند.
اولین فتوحات کوروش بزرگ: تسلط بر مادها

نخستین فتح بزرگ ثبتشده کوروش، چیرگی او بر مادها بود؛ یکی از قدرتهای برجسته سده ششم پیش از میلاد (واترز، ص. ۵۵). منابع همزمان اندکی از چگونگی برآمدن مادها و نقش آنان در سرنگونی امپراتوری آشور گزارش دادهاند. روایت هرودوت، تاریخنگار یونانی، از امپراتوری ماد باید با دقت خوانده شود، زیرا منابع همدوره و متقابل این دوره ناقص و پراکندهاند (واترز، ص. ۵۶).
در دوران اوج امپراتوری آشور، از اواخر سده نهم تا میانه سده هفتم پیش از میلاد، مادها بارها هدف یورش فرمانروایان آشوری بودند. آشوریان برای دستیابی به اسب، غنیمت و نیروی انسانی، به آبادیهای مادی در کوههای زاگرس حمله میکردند. اما در اواخر سده هفتم پیش از میلاد ورق برگشت و امپراتوری آشور نابود شد. مادها همراه با متحدان بابلی خود، پس از سه ماه محاصره، در سال ۶۱۲ پیش از میلاد نینوا را گشودند و به غارت کشیدند و بدینسان برتری آشور در منطقه پایان یافت. ویرانی نینوا رویدادی سرنوشتساز در شکلگیری تاریخ خاور نزدیک باستان بود.
تاریخنگاران معاصر بر این باورند که مادها رهبری اتحادیهای گسترده از اقوام ایرانی در سراسر شمال ایران را بر عهده داشتند و با بهرهگیری از این اتحاد توانستند آشور را شکست دهند. اوضاع سیاسی و نظامیای که کوروش با آن روبهرو شد، سلطه مادها بر همسایگان گوناگون بود؛ همسایگانی که هر یک بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به فرمانروای مادی وفادار بودند، بیآنکه ساختار رسمی یک امپراتوری سازمانیافته وجود داشته باشد (واترز، ص. ۵۹).
کوروش دوم پادشاه ماد را اسیر میکند

کشمکش میان خاندان کوروش دوم و مادها نزاعی دیرینه بود. با برتختنشستن کوروش، این اختلافات پنهان بهانهای شد تا او با رقیبان خود رویارو شود. اما این کار دشوارتر از آن بود که کوروش پیشبینی کرده بود؛ سپاهیانش سه شکست سنگین را متحمل شدند تا سرانجام بر مادها چیره شدند. بسیاری از پادشاهان دیگر شاید در چنین پیروزیای به غرور و شادمانی میپرداختند، اما کوروش در برابر دشمنانش بردباری و مدارا نشان داد. او مغلوبان را در امپراتوری خود جای داد و به آنان اجازه داد مناصب حکومتی را همچنان در اختیار داشته باشند. کوروش به مادها اطمینان داد که برای فرهنگشان احترام فراوان قائل است، چرا که پدربزرگ مادریاش آستیاگ، پادشاه مادها بود.
کوروش این پیوند را استوار ساخت؛ او به خیمه آستیاگ، پادشاه ماد، درآمد، بر تخت او نشست و عصای شاهی را در دست گرفت. تاج مادها بر سرش نهاده شد. اما بهجای آنکه دست به انتقام زند و پدربزرگ خود را بکشد، او را بخشید و تا پایان عمر زندگی شاهزادهوار برایش فراهم کرد. رفتار کوروش با پدربزرگش، آوازه او را بهعنوان پادشاهی دادگر و نیکخواه در تاریخ تثبیت کرد.
کوروش و کرزوس؛ رویارویی دو فرمانروا

سرزمینهای ماد، سرشار از چراگاههای حاصلخیز و خانههای آباد، نقشی اساسی در برنامههای آینده کوروش داشتند. مادها همچنین منبعی از نیروی انسانی ورزیده در اختیار او گذاشتند تا هدف بعدیاش، پادشاهی لیدی، را به چالش بکشد. لیدیها قلمرو خود را به سوی شرق و غرب گسترش داده بودند. آنان در سده هفتم پیش از میلاد متصرفات خود را در آناتولی غربی تثبیت کردند و تا زمان برآمدن کوروش، قدرت و ثروتشان فزونی یافته بود (فریمن، ص. ۱۰۶). پادشاه لیدی، کرزوس، از شهر سارد، که شهری پیشرفته با آکروپولیس باشکوه بود، فرمان میراند. سپاه او بر آناتولی غربی سیطره داشت و با غارت دولتشهرهای یونانی رقیب در سواحل آناتولی، ثروت هنگفت کرزوس را افزایش میداد. او همچنین هزینه ساخت معبد آرتمیس در افسُس را پرداخت؛ بنایی که یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان به شمار میرود.
هرچند ثروت سرشار لیدی آن را به هدفی وسوسهانگیز بدل میکرد، کوروش دوم بیش از هر چیز در پی آن بود که بقایای مقاومت مادی را که در قلمرو کرزوس باقی مانده بود، از میان بردارد. او قصد داشت روند گسترش سرزمینی را ادامه دهد و از برانداختن چنین رقیب نیرومندی بهرهمند شود (جونز، ص. ۶۱).
اوراکل حقیقت را آشکار میکند

کرزوس در اندیشه گسترش پادشاهی نیرومند خویش بود. او پادشاه تازهبرآمده پارس را تهدیدی میدید و میخواست پیش از آنکه قدرت بیشتری یابد، او را نابود کند. کرزوس بهخوبی از اهمیت و خطر این تصمیم آگاه بود و پیش از آغاز لشکرکشی علیه پارسیان، برای مشورت به اوراکل دلفی روی آورد. او برای آنکه پاسخ مساعدی دریافت کند، زر و گنجینههای فراوان گرد آورد و از اوراکل پرسید اگر به جنگ با پارسیان رود، چه رخ خواهد داد.
پیشگوییهای اوراکل بیانی مستقیم نبودند، بلکه معماهایی رازآلود بودند که تنها با دانش و تفسیر درست معنا مییافتند. سخنان اوراکل دقیقاً همان چیزی بود که کرزوس میخواست بشنود: «اگر از رود هالیس بگذری، امپراتوری بزرگی سقوط خواهد کرد.» کرزوس که این را پیشگویی شکست دشمن خود پنداشت، شادمانه به تدارک جنگ پرداخت.
کوروش با سپاه خود در پتریا با پادشاه لیدی روبهرو شد. نبردی سخت و خونین درگرفت، اما بینتیجه پایان یافت. کرزوس ناچار شد عقبنشینی کند و سپاهش را منحل سازد، زیرا تمایلی به پرداخت دستمزد انبوه مزدوران خود نداشت. این تنها نخستین خطای او بود. او به پشت دیوارهای امن شهر خود بازگشت، بیآنکه احتمال دهد کوروش دست به لشکرکشی زمستانی بزند. اما کوروش دقیقاً همین کار را کرد. جنگاوران سختکوش او، در پوستینهای گاومیش و شلوارهای پشمی، در برابر بادهای گزنده ایستادند و بر اسبهای نیرومند نیسایی پیش تاختند. تجهیزات اردو و جنگافزارهایشان را بر شتران حمل میکردند و بیوقفه در پی سپاهیان لیدی بودند (جونز، ص. ۶۲).

هنگامی که کوروش سرانجام به دشتهای تومبرا در نزدیکی سارد رسید، کرزوس شگفتزده شد. کوروش از تاکتیکهای نوآورانهای بهره گرفت که لیدیها را به حیرت انداخت. او از شترها برای رساندن تیرها استفاده کرد تا تیراندازانش بتوانند بارانی سهمگین از تیر بر دشمن فرو ریزند. شترها مزیت دیگری نیز داشتند: سواران لیدی از بوی آنان گریزان شدند. با از میان رفتن تهدید سوارهنظام هراسانگیز لیدی، پارسیان توانستند دشمن خود را بهسرعت درهم شکنند. کرزوس با خواری از میدان گریخت و در آکروپولیس بالای سارد پناه گرفت. او پیامآورانی درمانده نزد متحدانش در سواحل ایونی فرستاد، اما آنان یاری نکردند؛ زیرا کرزوس را ستمگری میدانستند که شایسته پشتیبانی نبود. در اواخر دسامبر ۵۴۷ پیش از میلاد، محاصرهکنندگان پارسی شهر را گشودند و کرزوس خود را به کوروش تسلیم کرد.
یک لوح گِلیِ میخی از بابل سرنوشت کرزوس را تأیید میکند. او در اوایل سال ۵۴۶ پیش از میلاد در سارد درگذشت: «در ماه نسانو، کوروش، شاه پارس، سپاهش را گرد آورد و از دجله در پایین اربیل گذشت. در ماه آیارو، او به سرزمین لیدی لشکر کشید. پادشاهش را کشت، داراییهایش را تصرف کرد و دژبانان خود را در آنجا گماشت» (جونز، ص. ۶۳).
تولد امپراتوری هخامنشی
پس از آنکه سارد سرانجام در برابر پارسیان پیروز تسلیم شد، دیگر شهرهای ایونی نیز بهزودی راه او را در پیش گرفتند. رهبرانشان خواستار صلح شدند و خراج خود را در شأن تابعان به کوروش تقدیم کردند. کوروش، در راستای آوازه خویش، در پیروزی بزرگوارانه رفتار کرد و به همه شهرهای ایونی بخشی از خودگردانی را واگذاشت. هر شهر بهدست یک یونانی بومی اداره میشد که با دقت برگزیده و زیر نظر یک مقام پارسی قرار داشت. بدینسان، پارسیان بر امپراتوریای فرمان میراندند که از ایران امروزی تا سواحل ترکیه گسترده بود. این دستاورد پایان گسترش نبود. کوروش بزرگ با فتوحات نظامی و سیاست آشتیجویانه خود، جامعهای قبیلهای را در قالب امپراتوری پارس یکپارچه ساخت. شهر افسانهای بابل هدف بعدی او بود، اما آن داستانی است برای زمانی دیگر.
منابع :
Cotterell , A. (2022). Where War Began: A Military History of the Middle East from the Birth of Civilization to Alexander the Great and the Romans. Stackpole Books.
Lieven, D. (2022). In the Shadow of the Gods: The Emperor in World History.
Viking.
Llewellyn-Jones, L. (2022). Persians: The Age of the Great Kings. Basic Books.
Pinzelli, E. G. L. (2022). Masters of Warfare. Pen & Sword Military.
Waters, M. (2022). King of the World: The Life of Cyrus the Great. Oxford University Press.
نظرات کاربران