به گزارش اقتصادآنلاین، محمدمهدی روانفر، عضو هیئتمدیره فولاد سنگان، با اشاره به شرایط دشوار دورههای اخیر گفت: با وجود آسیبهایی که به برخی زیرساختهای کشور از جمله فولاد مبارکه وارد شد، فولاد سنگان توانست با اتکا به مدیریت منسجم و همکاری شرکتهای همگروه، تولید خود را بدون وقفه و با حداکثر ظرفیت ادامه دهد.
او با تاکید بر جایگاه این شرکت در زنجیره فولاد اظهار کرد: فولاد سنگان یکی از ارکان پایداری زنجیره ارزش فولاد مبارکه است و استمرار تولید بدون هماهنگی در سطح گروهی امکانپذیر نبود. در نتیجه همافزایی میان شرکتهای گروه نقش مهمی در تداوم فعالیتها در شرایط سخت داشت.
ریلی و جادهای، دو مسیر ناگزیر در حمل مواد معدنی هستند
روانفر در ادامه به یکی از مهمترین چالشهای فولاد سنگان اشاره کرد و گفت: قرار گرفتن سنگان در شرق کشور باعث شده انتقال مواد به مراکز تولید و صادرات با سختی و هزینه بیشتر همراه باشد. اتصال بهتر منطقه سنگان به مرکز کشور و تکمیل زیرساختها، یک ضرورت توسعهای است و اگرچه چالشها وجود دارد، اما قابل مدیریت هستند و تجربه امروز میتواند مبنای تصمیمگیری آینده باشد.
روانفر با اشاره به ظرفیتهای حمل منطقه گفت: بخش قابل توجهی از توان تولیدی سنگان به دلیل محدودیتهای لجستیکی بالفعل نشده است. واحدهای فعال حملونقل فقط توان بارگیری تولیدی ما را دارند؛ این درحالی است که منطقه سنگان در صورت وجود زیرساختهای لجیستیکی، امکان تولید ورای این اعداد را دارد.
او ادامه داد: در سالهای گذشته تلاش شد بخشی از گلوگاههای ریلی با همکاری فولاد سنگان و نهادهای تخصصی رفع شود، اما این اقدامات کافی نیست و توسعه زیرساخت باید جدیتر دنبال شود. گفتنی است که برای جبران محدودیتها ناچار به استفاده از حمل جادهای شدیم و حدود ۵۰۰ دستگاه کامیون برای انتقال محصولات به کار گرفته شد، اما این راهکار جایگزین کامل توسعه ریلی نیست.
او تاکید کرد: بدون مشارکت دولت، وزارت راه و شرکت راهآهن امکان تکمیل شبکه لجستیکی وجود ندارد، چون حجم سرمایهگذاری بسیار بالاست.
فولاد سنگان نقش اساسی در زنجیره فولاد مبارکه دارد
روانفر گفت: فولاد سنگان یکی از سرمایهگذاریهای استراتژیک فولاد مبارکه در زنجیره تامین است و نقش مهمی در تامین مواد اولیه دارد.
او افزود: گروه مبارکه در قالب یک زنجیره یکپارچه، شرکتهای معدنی و صنعتی در کنار هم قرار گرفتهاند تا پایداری خوراک فولاد کشور تضمین شود و همین ساختار باعث شد در دورههای بحرانی، اختلال جدی در تامین ایجاد نشود.
وی ادامه داد: در شرایطی که تولیدکنندگان به دنبال بازار هدفت برای فروش محصولات خود میگردند، فولاد سنگان به واسطهی تامین مواد اولیه گروه فولاد مبارکه، هیچگاه با این چالش مواجه نخواهد شد.
مدل فعلی حکمرانی نیاز به اصلاح دارد
او در ادامه با اشاره به چالش حکمرانی گفت: یکی از مشکلات اصلی، ناهماهنگی میان تولید، مصرف و تنظیمگری است. تغییرات بازار بسیار سریعتر از اصلاح مقررات اتفاق میافتد و این باعث عدم تعادل در تامین میشود.
مدل فعلی که دولت بهصورت مستقیم در تنظیم رابطه معدن و مصرفکننده دخالت دارد، انعطاف لازم را ندارد. راهحل این است که همراستایی عملیاتی میان استخراجکننده و مصرفکننده شکل بگیرد، نه صرفا قراردادهای رسمی.
شرکتهای بزرگ مصرفکننده باید در قالب کنسرسیومهای معدنی در فرآیند استخراج و مدیریت زنجیره مشارکت داشته باشند تا کنترل بهتری بر کیفیت، کمیت و زمانبندی تامین ایجاد شود.
او افزود: تحقق حدود ۵۰ درصدی برنامه تولید در سال گذشته نشان داد مدل فعلی کارآمدی کافی ندارد و نیاز به اصلاح ساختاری جدی وجود دارد.
چالش انرژی همچنان یکی از موانع تولید است
روانفر در ادامه گفت: قطعیها و محدودیتهای برق و گاز در برخی دورهها بر تولید اثر گذاشته و این موضوع نیازمند برنامهریزی ملی است. تولید پایدار در صنعت فولاد بدون تامین پایدار انرژی ممکن نیست و این موضوع باید همزمان با توسعه زیرساختهای حملونقل و اصلاح زنجیره تامین دیده شود.
عضو هیئت مدیره فولاد سنگان ادامه داد: ظرفیت قابل تأملی از تولیدات ما به واسطهی ناترازی انرژی محقق ننی شود. اگر این گزاره را در کنار چالشهای لجستیکی قرار دهیم، عملا این صنعت می تواند از اهداف ریل گذاری شده خود فاصله گیرد.
توسعه صنایع بالادستی کل صنعت را شکوفا میکند
محمدمهدی روانفر، با اشاره به شرایط زیرساختی و تحریمهای گفت: ما مدت زیادی است در این شرایط هستیم و اگر تحریمها برداشته شود، مسیر تولیدات بهصورت پایدار ادامه پیدا میکند و در نتیجه بازار نیز دیگر در معرض خطر و ناپایداری قرار نخواهد گرفت.
او در ادامه با اشاره به وضعیت اهداف توسعهای صنعت فولاد افزود: طرحهای توسعهای در سالهای گذشته در سراسر کشور اجرا شده و تلاشهایی برای ارتقای ظرفیتها انجام شده است، اما همچنان فاصله معناداری میان وضعیت فعلی تولید و اهداف کلان وجود دارد؛ بهطوریکه اگرچه هدفگذاری ۵۵ میلیون تن مطرح بوده، اما تولید واقعی در محدوده ۳۲ تا ۳۳ میلیون تن باقی مانده است.
او در توضیح دلایل این فاصله گفت: یکی از مهمترین مسائل این است که زنجیره تولید در بخش بالادستی به اندازه کافی تکمیل نشده است؛ یعنی در حوزه تامین خوراک، کنسانتره، گندله و زیرساختهای مرتبط، سرمایهگذاری کافی انجام نشده یا به بهرهبرداری کامل نرسیده است. برای رسیدن به ظرفیت ۵۵ میلیون تن، اولین و مهمترین اقدام، سرمایهگذاری جدی در تامین خوراک و تکمیل زنجیره از معدن تا واحدهای فرآوری و ذخیرهسازی است، چون بدون این حلقهها امکان تحقق ظرفیت واقعی وجود ندارد و عملا کل زنجیره دچار محدودیت میشود.
روانفر با تاکید بر اثرات گسترده توسعه معدن گفت: در صنعت معدن، هر تغییر در انتهای زنجیره تولید، مستقیما در ابتدای زنجیره اثر میگذارد؛ به این معنا که اگر یک میلیون تن به ظرفیت تولید اضافه شود، در بخش معدن باید بین دو تا دو و نیم برابر آن ظرفیت تأمین مواد اولیه ایجاد شود.» او افزود: «به همین دلیل، صنایع مادر مانند معدن، فولاد، انرژی و حملونقل نقش پایهای در کل اقتصاد کشور دارند و بدون آنها هیچ زنجیره صنعتی قابل پایداری نیست.
سرمایهگذاری در زنجیره معدن، سرمایهگذاری پایدار و کمریسک است
روانفر با اشاره به مدل سرمایهگذاری در فولاد سنگان و فولاد مبارکه اظهار کرد: سرمایهگذاریهایی که در فولاد سنگان و فولاد مبارکه در حوزه گندلهسازی و کنسانترهسازی انجام شده، از جنس سرمایهگذاریهای کاملا منطقی و پایدار است، چون این سرمایهگذاریها مستقیما به مصرف نهایی و نیاز واقعی زنجیره تولید متصل هستند. هرجا سرمایهگذاری به تولید وصل باشد، هم از نظر پایداری مطمئنتر است و هم از نظر بازگشت سرمایه امنیت بیشتری دارد، هرچند طبیعتا چالشهای اجرایی خودش را هم دارد.
با نبود تحریمها پرواز میکنیم
روانفر با اشاره به ظرفیتهای طبیعی کشور گفت: اگر شرایطی فراهم شود که دسترسی به بازارهای جهانی تسهیل شود، سرمایهگذاری خارجی جذب شود و فناوریهای روز وارد کشور شوند، صنعت معدن ایران میتواند به یکی از توانمندترین بخشهای اقتصادی تبدیل شود. چرا که ایران از نظر تنوع و تراکم مواد معدنی در سطح بسیار بالایی قرار دارد، اما بخش قابل توجهی از این ظرفیت هنوز یا اکتشاف نشده یا به مرحله بهرهبرداری نرسیده است.
وی ادامه داد: اگر فناوریهای نوین، روشهای جدید اکتشاف و استخراج و همچنین سرمایهگذاری پایدار در این حوزه وارد شود، امکان چند برابر شدن ظرفیت تولید وجود دارد و میتوان از منابع معدنی کشور به شکل بسیار بهینهتری استفاده کرد. این توسعه نهتنها هزینه تولید را کاهش میدهد، بلکه امکان استفاده بهتر از منابع در مناطق مختلف کشور را نیز فراهم میکند و در نهایت به نفع اقتصاد ملی خواهد بود.
رشد معدن یعنی رشد اشتغال، شهرها و کل زنجیره اقتصاد
او در ادامه با اشاره به اثرات اجتماعی این توسعه گفت: هر پروژه توسعهای در این صنعت، به معنای ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم برای هزاران نفر است و این اشتغال بهطور طبیعی منجر به شکلگیری خدمات، حملونقل، اسکان و توسعه شهری در مناطق میشود. توسعه معدن بهطور مستقیم با برنامهریزی شهری، اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی گره خورده است و میتواند باعث رشد متوازن مناطق مختلف کشور شود.
او در پایان تاکید کرد: توسعه پایدار زمانی اتفاق میافتد که نگاه ما به کل زنجیره تولید، از اکتشاف و استخراج تا فرآوری و بازار، یک نگاه یکپارچه و هماهنگ باشد. اگر این نگاه جامع شکل بگیرد، هم ظرفیت تولید افزایش پیدا میکند، هم اشتغال پایدار ایجاد میشود و هم سرمایهگذاریهای ملی به شکل موثرتری به نتیجه خواهد رسید و در نهایت کل اقتصاد کشور از آن منتفع خواهد شد.
نظرات کاربران